محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
455
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
فصد مىكرد هلاك مىشد و أكثرهم ماتوا في يوم متتابع و قليلٌ منهم بقي إلى بعد العشرين . پس در اين امر ، احتياط لازم دانند و عند تورم عضو مفصود بلا تحقيق ماده به فصد مخالف اجازت ندهند . اما آنجا كه ماده از رداءت سليم بود و از انصباب بازمانده ، در آنجا هم تنقيه از همان عضو مفصود متورم بايد كرد ، كما هو ضابطة كلية في تنقية المادة المنقطعة الانصباب . و ايضا در استعمال مرهم اسفيداج و تطليهء مبرِّدات قويّه بر عضو متورم مفصود ، تخليهء ماده از رداءت واجب شناسند ، زيرا كه استعمال اطليه قوية البرد ، مع رداءت ماده ، خوف آن دارد كه مواد را به سوى احشا و اعضاى شريفه عائد سازد و مفضى هلاك گردد . و هر كه زيادتى اخلاط داشته باشد و فصد كند و خون آن مقدار كه بايد نگيرد ، فصد مذكور بنا بر تحريك مواد ، موجب حمّى و ديگر فساد مىگردد و تدبير جليل القدر در اين حالت تكرار فصد است و خون زائد برآوردن ، پس اگر كفايت كرد فبها و الا حسب غلبهء خلط باقى به استفراغ آن خلط بايد پرداخت . و هر گاه در شخصى خون سياه سوداوى بيشتر تولد كند ظاهر است كه او را بهر اندك مدت حاجت به فصد خواهد شد بنا بر آن كه خون سوداوى بنا بر آن كه به سبب يبوست نسبت به طبيعت اعضا شديد الكراهة است ، ثقل در بدن نيز مىآرد ، اگرچه قليل المقدار بود و اخراج آن فورا تخفيف مىدهد ، ليكن در چنين كس واجب است كه تكثير در اخراج نكنند و هر بار اندك گيرند و اگرچه تغير در رنگ خون پديد نيامده باشد بند كنند و بعد فصد ، تنقيهء سودا به مسهل نيز لازم دانند ، چه ، اگر چنين نكنند در سن شيخوخت برد و بلغم مستولى شود و سكته و امثال آن پديد آيد ، زيرا كه اخراج دم اگرچه فى الحال مخرج سودا و حدث فرحت است ، ليكن افراط آن بنا بر ازالهء رطوبت مزيد سودا مىگردد و مزاج را سرد مىسازد و هضم را ضعيف مىنمايد ، پس عند توافق سن بارد يابس ، امراض بارده حادث شود ، پس احتراز از خون كثير برآوردن واجب باشد . و بدانند كه بسيار باشد كه فصد ، مهيِّج حمّيات شود و حمَّيات ، باعث تحليل عفونات گردد و اين ، چنان بود كه در بدن خلطى عفن باشد ، ليكن قليل و ساكن بود و شرّ آن ظاهر نباشد ، پس فصد اتفاق افتد و آن خلط سائل و متحرك شود و تپ آرد و از آن كه خلط مذكور در اصل اندك است و به فصد اندكتر شده ، به حرارت حمّى تحليل پذيرد و اين معنى باعث امن از ديگر آفات متوقّعه گردد . و هر صحيح كه فصد كند نزد اطبا در حق او احسن آن است كه دو سه قدح شراب بعد طعام بنوشد تا اعانت دهد معده را بر هضم و سرعت نفوذ و تدارك كند ضعف آن را كه از فصد حاصل شده . و قيد به صحيح از آن نمودهاند كه در بعضى مرض تجويز شراب نتوان كرد و الا فى الحقيقة مريض محتاجتر به قوت است ، پس اگر مريض را مانعى از آن نبود تشرّب قليل در حق آن احسنتر است . انتباه كسى را كه معتاد به غشى باشد از فصد ، واجب است كه قبل از فصد قى فرمايند ، كه اين معنى سبب منع غشى مىشود و همچنان قى حالت غشى از مفيقات سريعه است . فائده اندر احكام عروق مفصود اجمالا بدانند كه رگهاى كه مىكشايند يا